June 12, 2004

تا به حال

غمگين كه شده اي
تنهايي را كه چشيده اي
درد را كه حس كرده اي
صداي شكستن خود را كه شنيده اي
از دوستيهايت دلسرد كه شده اي
بغض هايت را كه فرو داده اي
زير بار حرف زور كه رفته اي
حرفهايت را كه بلعيده اي
غم را كه معنا كرده اي
دلتنگ كه شده اي
از همه گريزان كه شده اي
خُرد كه شده اي
فحش كه خورده اي
دندان درد را كه كشيده اي
استرس را كه درك كرده اي
خستگي را كه لمس كرده اي
از ان قرص پينك ها كه خورده اي
ضعف را كه در وجودت حس كرده اي
احساس پوچ بودن را كه كرده اي
از خودت بيزار كه شده اي
....
پس ميتواني بفهمي حال اين روزها ي سبز تلخ بهاري مرا...

Posted by maryam at June 12, 2004 09:57 PM