بعد از مرگم
بر درب خانه ام پارچه سياه تسليت نزنيد.
به جاي آن الان با پولش برايم كادو بخريد
يا
خشكه حساب كنيد.
نه نه نـــــــــــــــــــــــه.تو اون ماري نيستي.خودم خفه مي كنم اون كسي روكه ماري منو اذيت كنه.خودم ... .ماريــــــــــــــان عزيز من.لياقتتت از همه افراد بشر احمقي كه ميبيني بيشتره.خيلي بيشتر.توانايي هاتو نمي تونن ببينن.حسوديشون ميشه چون از همشون بيشتر سرت ميشه...اصلا الان بهت زنگ ميزنم!!!!
Posted by: shima at March 15, 2006 10:39 PMعمرا بالاخره خانواده آبرو دارن
Posted by: meigoon at March 13, 2006 09:22 PMآخ آخ ماريان عزيز. نباشم كه انقـــــــــــــــــــدر پسي كزيم گرفتي...آخه چرا؟؟؟ تو كه هر وقت ميبينمت نميگي چيزيته! راستي مي خوام كامنت حرفه اي بدم! خيلي قشنگ بود.به منم سر بزنم.به منم لينك بده :دي خوب بيــــــــد؟... .
راستي بابا اون كادو ولنتاين رو هم بهم نداديااااا... مثل كادو تولدم نشه 1سال بعد بهم تحويل بدي؟
آخ آخ ماريان عزيز. نباشم كه انقـــــــــــــــــــدر پسي كزيم گرفتي...آخه چرا؟؟؟ تو كه هر وقت ميبينمت نميگي چيزيته! راستي مي خوام كامنت حرفه اي بدم! راستي بابا اون كادو ولنتاين رو هم بهم نداديااااا... مثل كادو تولدم نشه 1سال بعد بهم تحويل بدي؟
خيلي قشنگ بود.به منم سر بزنم.به منم لينك بده :دي خوب بيــــــــد؟
بعد از مدت ها ، خوندن وبلاگ هاي عجيب غريب، خوندن وبلاگت حس خيلي خوبي بهم داد. ساده روان. رك و راست. حرف حساب. jighjighoo.persianblog.com
Posted by: jighjighoo at March 10, 2006 04:25 PMآخي! كادو ميخواي؟
ديگه خشكه حساب كردنت چيه زبون دراز؟
? in jazabiyat baraye chiye ?
Posted by: Behzad at February 26, 2006 06:52 PMآقا اين وبلاگت يعني قالبش خيلي محشره..من حسوديم شد...منم ميخوام...اااااااااااااااااااااااا ...گريه
Posted by: maryam at February 25, 2006 07:54 PMمن از همون زمان كه سورئاليست بودم تا الان كه خودم هستم ..ت رو دوست داشتم...!!! نسبت بهت هي از خودم علاقه مهر و محبت صاتع كردم!!
Posted by: من خودم هستم at February 24, 2006 12:48 AMخب مي دوني چيه؟
من يكي كه از لذت پارچه سياه زدن به خاطر مرگ يه نفر نمي تونم بگذرم!!
تو اگه مي توني از لذت كادو گرفتن بگذر...
البته واسه اينكه زود به زود كامنتت رو باز بذاري و به كامنت ها علاقمند بشي يه كادو واست مي خرم! مي توني بياي بگيري :دي!
آري ... حال را درياب .
Posted by: عبدل at February 23, 2006 12:42 AMها حال وكن ... من برات كامنت گذاشتم
هيچي هم نودم حتي اگر سقط بشي
سلام...
واقعا کامنت کذاشتن عقده شده بود....
حالا نمی دونم چی بنویسم....
کلی حرف ...
کلی گلایه...
کلی...
gigily dige che khabar? hanooz ham happy hasty?!!;)
Posted by: Shazux at February 21, 2006 11:00 AMدیگه؟؟؟ تازه مگه قراره بمیری!
Posted by: فواد at February 20, 2006 10:48 PMسخت تحسينت مي كنم. مدت ها بود كه به كسي برنخورده بودم كه بتوانم چنين چيزي بگويمش . پايدار باشي .
شاد زي
سلام مریمی
چه عجب بالاخره این کامت تو باز شد. ما که عقده ای شدیم از بس خوندیم و ننوشتیم. راستی به متنت هزینه پلو مرغ و نوشابه و سالاد و ماستی رو هم که قراره بخوره به اضافه حلوا و بقیه موارد احتمالی اضافه و فاکتور کن تا هستی نقدش کن!!!!
بدو که الان یارو در میره!!! اگه قراره به ما هم خرج بدی که شماره حساب بده حواله کنیم.
اينم حرفيه!؟پيشنهاد جالبيه:)
Posted by: azadeh at February 20, 2006 02:56 PM