March 16, 2006

وقتي يك مريم آي به مناسبت سال جديد
براي اولين بار شعر-جِفنگ- ميگويد:

دويدم و دويدم
به صحراها رسيدم
به كوه/ به دشت/ به جنگل/
هيچي نشد نصيبم

دويدم و دويدم
نپرس چه ها كشيدم
مزه بدبختي رو
با جون و دل چشيدم

دويدم و دويدم
تموم شد تار و پودم
كجا رفت يار خوبم
كه اين شد حال و روزم

دويدم و دويدم
چه چيزهايي كه ديديم
چه حرفها كه شنيديم
اون روي خوشبختي رو
يك لحظه هم نديدم

دويدم و دويدم
نفس زنان رسيدم
سراب بود اونچه ديدم
تباه شد عمر نوحم
هيچي نشد نصيبم

خوب بـــــــــــــــــــــيد؟


Posted by maryam at March 16, 2006 01:43 PM