وقتي يك مريم آي به مناسبت سال جديد
براي اولين بار شعر-جِفنگ- ميگويد:
دويدم و دويدم
به صحراها رسيدم
به كوه/ به دشت/ به جنگل/
هيچي نشد نصيبم
دويدم و دويدم
نپرس چه ها كشيدم
مزه بدبختي رو
با جون و دل چشيدم
دويدم و دويدم
تموم شد تار و پودم
كجا رفت يار خوبم
كه اين شد حال و روزم
دويدم و دويدم
چه چيزهايي كه ديديم
چه حرفها كه شنيديم
اون روي خوشبختي رو
يك لحظه هم نديدم
دويدم و دويدم
نفس زنان رسيدم
سراب بود اونچه ديدم
تباه شد عمر نوحم
هيچي نشد نصيبم
خوب بـــــــــــــــــــــيد؟