December 23, 2006

بهم گفته اگر دلتنگ شدی نشین غصه بخور
برو سينما برو گردش برو بيرون ...
اما بهم نگفت
تو غربت چی کار کنم که جای شب یلدای خونه مادربزرگ رو برام بگیره؟

Posted by maryam at December 23, 2006 09:34 AM
Comments

دلا خو كن به تنهايي كه از تن ها بلا خيزد! اساسا اينو من از اول نوجواني آويزه گوشم كردم. نتيجه اش اين شد كه تو اين سن مثل مونگلها قدرت برقراري ارتباط را از دست دادم و هم اكنون چوبش را ميخورم! اما به هر حا از بلا بهتره! :دي هميشه تو بهتريان منو اينو يادت نره!

Posted by: shima at January 17, 2007 11:50 PM

اي بابا تو چقدر نارك نارنجي هستي
بگو بهبينم 2+2=چنده 5

Posted by: rof0zeh at January 15, 2007 10:46 AM

سلام
اول بري شما آرزوي سلامتي و موفقيت در غربت را دارم
دوم اينكه مي دونم چون ايراني هستي هر جا كه باشي م.فق خواهي شد.
سوم اينكه اگه حوصله داشتي و خواستي كمي از ايران ببيني ميتوني عكس هاي را كه گرفتم ببيني شايد كمي از دلتنگي شما كاسته بشه .
شاد و خندان باشي هميشه........................................

Posted by: mbz at January 14, 2007 11:43 PM

سلام
وبلاگ جالبي هست
خيلي خوشم اومد
قشنگ بود
موفق باشي

Posted by: سجاد at January 12, 2007 02:22 AM

به اميد بازگشت عاشقان ايران زمين

Posted by: farzad at January 6, 2007 11:30 AM

سلام خوش باشي هيچ جا نميشه ايران تهران

Posted by: farzad at January 6, 2007 11:27 AM

مريم جونم سلام
فكر كنم شش هفت ماهي باشه سر نزدم به وبلاگت.
خدا از سر اونايي كه بلاگ رولينگ رو فيلتر كردن نگذره كه باعث شدن من فراموش كنم به وبلاگت سر بزنم.
حالا مي بينم انگار رفتي خارج؟
قصد برگشت داري يا تصميم داري بموني؟
در هر صورت برات آرزوي موفقيت دارم خانومي.

Posted by: نازمهر at January 3, 2007 04:19 PM

سعي كن بچسبو نيش مريم جون

Posted by: ... at January 1, 2007 01:36 PM

مريم جون عيدت مبارك...جات خيلي خاليه اينجا
خوبيه عيد قربان اينه كه اونجا هم عيد دارن...مثل شب يلدا نيست كه دلت بگيره
عيد قربان بهت خوش بگذره

Posted by: MD at December 30, 2006 09:04 PM

....سلام....خوبی؟....رفتی رفیق؟....خوب کردی رفتی با این که شک دارم چیزی که
روح سرکش تو رو آروم کنه هنوز خلق شده باشه که فکر کنیم اینجا نبود و در مالزی یافت میشه.....اما سفر واسه تحمل این دقایق وحشتناکِ بودن مفیده.....مریم جان از صمیم قلب و با ذره ذره بودن ناچیزم آرزو می کنم به مطلوبت برسی عزیز...فقط یه یادگار ی از من به تو :"از آینه بپرس نام نجات دهنده ات را"
...این سفر هم یه روز تموم میشه مثل سفرای قبلیت ...پس سعی کن جوری ازش استفاده کنی که وقتی تموم شد نگی ?So What.....غربت فرصت خوبیه که آدم خود حقیقیشو پیدا کنه این فرصتو از دست نده....دلت تنگ شد به آسمون خدا نگاه کن ........شاد باشی گلم.

Posted by: هادی جون at December 28, 2006 12:13 PM

ما ندرتا درباره آنچه كه داريم فكر مي‌كنيم در حالي كه پيوسته در انديشه چيزهايي هستيم كه نداريم

Posted by: md at December 28, 2006 07:34 AM

مي دوني خيلي چيزهاي ديگه هم هست كه تنهاييش اصلا نمي چسبه مثل غيبت كردن , به زمين و زمان و مردم و... الفاظ آبدار نثار كردن و از همه مهمتر كرانچي خوردن (اينجا غير از اين چيز ها هيچي ديگه نداره كه دلت واسش تنگ بشه پس مالزي رو بچسب )

Posted by: malih at December 28, 2006 12:14 AM

rasti...gheumate jensa oonja che ghade dar moghayese ba iran... berenj..goosht..noon va gheire...ejare khoone chetor?

Posted by: Peyman at December 27, 2006 11:13 PM

سلام مريم جونم.
عزيز دلم غصه نخور. بيشترين سختيش بيشتر همون لحظه خداحافظي بود كه تو مثل هميشه عاقلانه و خوب گذرونديش.
خوب فكر كردي راه درست براي تو اينه كه بري..
پس به دلت ترس راه نده..
مي دونم دلتنگي سخته..
اما به خودت مسلط باش عزيزم..
خيلي نا غافل از پيشمون رفتي اما خوشحالم كه براي پيشرفت رفتي..
تو حقته مريم جان.
مثل هميشه محكم باش و صبور...
خيلي دوست دارم .هيچوقت اينو مي دونستي؟:)
خيلي ها مثل تو غريبن ولي وقتي پيشرفت كردي و بهتر از همه شدي اين غربتا برات لذت بخش مي شه و احساس اعتماد به نفس بالايي پيدا مي كني..
به درست برس و فكر هيچيو نكن .
قربونت برم.
اونجا مواظب باش فقط مريض نشي.خووب؟:)

Posted by: farzaneh at December 27, 2006 01:48 PM

تو رو به بازي يلدا دعوت كردم

Posted by: ghajar at December 27, 2006 09:03 AM

سلام.وبلاگ پرباری دارین.از بلاگ آقای قاجار اینجا را پیدا کردم.شاد و سلامت باشین

Posted by: سفر نامه دور دنیا at December 27, 2006 08:00 AM

ياد باد آنكه وقت سفر ز ما ياد نكرد .. ا بازم كه من دير رسيدم
وبلاگت دلگير ميشه وقتي از راه دور توش بنويسي .فكر كنم دل آسپرين برات تنگ بشه .. به آقا ماشالا اينا هم سلام برسون

Posted by: آسپرين at December 27, 2006 01:24 AM

هاي

حالت چطورهوب سايت قسنگي داري به من يك سري بزن باي


Posted by: morteza at December 26, 2006 07:53 PM

عشق من ماريان، اينجا همه چيز آروم و خاكستريه. تنهايي عشق كن چون با اون روحيه اي كه ازت سراغ دارم مطمئنم به زودي اون را همراه خودت ميبري.
تو هيچوقت شكست نخوردي الانم نميخوري. بعدا اگه اومدي با هم مسخرهه يويو ميكنيم. اگه ميخواي منم ازينجابهت زنگ ميزنم بعد به يويو بگو 100 بار به اين دوست پسر احمقم گفتم انقدر زنگ نزن باز ول نميكنه.:دي وش بگزره ماري. دنيا را يوف بگو و لذت ببر

Posted by: shimaye dost dashtanie to! at December 26, 2006 02:55 PM

هي پيش خودت بگو، من تنها نيستم. من تنها نيستم. من تنها نيستم. شايد يه طوري شد.

Posted by: MoteghayeR at December 26, 2006 02:05 PM

سلام
من شما را به یلدا بازی دعوت کردم.

Posted by: احسان at December 26, 2006 12:16 PM

خب يكي از محسنات رفتنت همين بس كه نظرات كامنت دونيت اينقدر زياد شده.
از قديم گفتن دوري و دوستي
ببين حالا چقدر قدرتو بيشتر ميدونند
چرا ناشكري ميكني دختـــر!!!؟
ديگه هم اينجوري ننويس چون ايندفعه فكر ميكنم واقعا" مشكل داري
به جاي گفتن اين حرفها از محيط لذت ببر و به خودت خوش بگذرون

Posted by: lona at December 25, 2006 04:39 PM

پس تو هم رفتني شدي؟ خوب مواظب خودت باش عزيزم.. زيادم غصه نخور پير ميشي مادر.. راستي هميشه موفق هم باشي

Posted by: jodie at December 25, 2006 03:57 PM

به خدا اينجا هيچ خبري نيست همون خراب شده هميشگي تو رو خدا به فكر كسايي كه از اينجا وبت رو ميخونن باش اينقدر سوزناك ننويس... از مالزي بگو .. دلمون رو بسوزون... زندگي قشنگه...مگه نه؟

Posted by: erfan at December 25, 2006 12:50 PM

باز من امدم
يك سوال دارم چند ساله داخل موخمه بهت مي خوام بگم
غورباغه مي خوردي چه مزه اي داشت
دوم :ان خره كه با مسيح رفتش مكه خودتي
سوم:تو مگه چندتا دندون داري هي دندون درد ميگيري
چهارم : به ان گاد بگو كه ديگه گير ما نيفتي

Posted by: rof0zeh at December 25, 2006 12:05 PM

حق با سمياليسم هستش!رنگ بندي اينجا عاليه!ولي خب من از رنگاي وبلاك خودم خيلي خيلي خوشم ميادش:دست خودم كه نيس!هست؟!؟!

Posted by: emi at December 25, 2006 11:08 AM

سلام
خيلي مطالب جالبي بودند
اميدوارم هرچه زودتر بروز بشه
به وبلاگ من هم يه سري بزن
موفق باشي

Posted by: sajad at December 25, 2006 01:52 AM

chon migozarad ghami nist!

Posted by: doost at December 25, 2006 01:01 AM

از خدا مي خواهم كه هيچ موقع مصداق اين شعر نگردي:
نه دگر شوق دويدن نه بجان تاب رسيدن
نرسيدن به اميدي نه اميدي به رسيدن
.................................................................
پاورقي: براي همين من دوست دارم هميشه مسافر باقي بمونم.

Posted by: مسافر at December 24, 2006 09:18 PM

اشعار را در وبلاگمان گذارديم.اگر نكته اي يا حرف و حديثي داريد برايمان پيغام بنگاريد.باشد كه در مالزي رستگار شويد.

Posted by: leila at December 24, 2006 07:38 PM

اول: سلام
دوم: اميدوارم هر كجا هستيد آسمون دلتون ابري نباشه و هميشه آفتابي باشه و از همون كله سحر نور افشاني كنه
سوم: اميدوارم خوش خبر باشي
چهارم: اميد و ارزوهاي بزرگ شما روزهاي بزرگ شما رو مي سازه
ما بچه ها روياي ديدن برج و باروهاي شهر زيباي شما رو داريم .
مي دونيم كه مي تونيد. كوتاه نياييد و استوارتر و راسختر از گذشته بايد قدم برداري.
بدون كه به قول عليرضا اينجا هم خبري نيست صداي دهل از دور شنيدن خوش است.
پيش به سوي ساختن فردا نه ديدن گذشته.
روزهاي بزرگي رو براتون آرزو منديم.
خيلي شد نه! ببخشيد فكر كنم تا بيست رسيدم.....

Posted by: afrang at December 24, 2006 05:00 PM

سلام..خوبي؟! تو الان دقيقا كجايي كه غربت اين همه فشار آورده؟!

Posted by: ey del e ghafel at December 24, 2006 04:15 PM

اوه ..تو تو يزد چه كار مي كني!!؟ دلم تاس كباب شد

Posted by: mohammad at December 24, 2006 02:15 PM

سلام مريم جون
عزيزم از وقتي تو رفتي اينجا هم اتفاقات زيادي افتاده.استادت از اينجا رفت و مارو تنها گذاشت.شرحش رو مي توني اينجا بخونيhttp://delgooyeh.blogfa.com
ولي خوب تو نگران هيچي نباش فقط حسابي مواظب خودت باش و سعي كن كم كم عادت كني كاري كه قبلا هم بارها انجام دادي و ديگه اينكه سفت و سخت بچسب به درس. انشاء الله خوش و سلامت باشي. ما هميشه به يادتيم. شادي كوچولوي من هنوز يادت ميكنه!

Posted by: سودابه at December 24, 2006 12:19 PM

سلام
مريم من احتمالآ از اون مدل ادمهايي هستم كه تو اصلآ نميپسندي اما تو برعكس من خيلي وقته وبلاگت رو ميخونم و از حرفات هرچند هم كوتاه ذوق زده ميشم واست
اميدوارم اونجا بهت خوش بگذره الكي هم عر و بوق راه ننداز كسي نيست به دادت برسه.
ماچ ممول
خوش بگذرون

Posted by: memol at December 24, 2006 04:35 AM

ya chize dige... iraniha hey dasto paa mizanan ke az iran beran.. vakhti raftan hey migan chera raftim.. delemoon tang shode .. ey kash nemiomadim...

nokte ine age nemikhastan beran, chera raftan.. agaram raftan ke dige gerye zari nadari... rahie ke khodeshoon entekhab kardan..

Posted by: Peyman at December 24, 2006 12:47 AM

hich chi.. ghorbat ke shabe yalda nadare... hala adat mikoni ... baba noel dare.... :)

Posted by: Peyman at December 24, 2006 12:40 AM

Hiiiiiiiii che tori???

az iran rafti????

ey baba...

Posted by: Peyman at December 24, 2006 12:38 AM

سلام .. چه قدر همه اينجا بي روح اند !!!! جات اينجا خيلي خاليه ..

Posted by: foad_80 at December 23, 2006 11:31 PM

يه چند روز ديگه صبر كني اونجا كريسمسه...جبران شب يلدا رو مي كنه..خوش بگذره بهت

Posted by: mohammad at December 23, 2006 10:02 PM

چي شد؟؟ منظورم اين بود كه جبران كني:دي

Posted by: مرمر at December 23, 2006 06:40 PM

صبر كن...تا شايد يه روز دوباره جبران اينهمه نبودن رو پر كني...

Posted by: مرمر at December 23, 2006 06:40 PM

اولين يلدا سخته... بعدش ديگه عادي مي شه برات... شب زودتر مي خوابيدي كه لااقل خواب خونه مادربزرگت رو ببيني.

Posted by: کورال at December 23, 2006 04:04 PM

سلام
فكر كنم سايت شما اشگل داشته باشه
اشكالش نمي دوني
اگه به بچه نخ بدي باد بادك هوا كنه باحال میشه نه سیستر

Posted by: Rof0zeh at December 23, 2006 03:46 PM

چي عجب...حالا كه كامنت دوني گذاشتي بيا به خودم سر بزن برات شب يلدا درست كنم D:

Posted by: mohammad at December 23, 2006 02:51 PM

سخت نگير ....هميشه جايي پيدا ميشه ...لازم نيست جايي ، جاي خونه مادر بزرگت رو بگيره ......هر چيزي به جاي خودش

Posted by: Falling Up at December 23, 2006 02:37 PM