بهم گفته اگر دلتنگ شدی نشین غصه بخور
برو سينما برو گردش برو بيرون ...
اما بهم نگفت
تو غربت چی کار کنم که جای شب یلدای خونه مادربزرگ رو برام بگیره؟
دلا خو كن به تنهايي كه از تن ها بلا خيزد! اساسا اينو من از اول نوجواني آويزه گوشم كردم. نتيجه اش اين شد كه تو اين سن مثل مونگلها قدرت برقراري ارتباط را از دست دادم و هم اكنون چوبش را ميخورم! اما به هر حا از بلا بهتره! :دي هميشه تو بهتريان منو اينو يادت نره!
Posted by: shima at January 17, 2007 11:50 PMاي بابا تو چقدر نارك نارنجي هستي
بگو بهبينم 2+2=چنده 5
سلام
اول بري شما آرزوي سلامتي و موفقيت در غربت را دارم
دوم اينكه مي دونم چون ايراني هستي هر جا كه باشي م.فق خواهي شد.
سوم اينكه اگه حوصله داشتي و خواستي كمي از ايران ببيني ميتوني عكس هاي را كه گرفتم ببيني شايد كمي از دلتنگي شما كاسته بشه .
شاد و خندان باشي هميشه........................................
سلام
وبلاگ جالبي هست
خيلي خوشم اومد
قشنگ بود
موفق باشي
به اميد بازگشت عاشقان ايران زمين
Posted by: farzad at January 6, 2007 11:30 AMسلام خوش باشي هيچ جا نميشه ايران تهران
Posted by: farzad at January 6, 2007 11:27 AMمريم جونم سلام
فكر كنم شش هفت ماهي باشه سر نزدم به وبلاگت.
خدا از سر اونايي كه بلاگ رولينگ رو فيلتر كردن نگذره كه باعث شدن من فراموش كنم به وبلاگت سر بزنم.
حالا مي بينم انگار رفتي خارج؟
قصد برگشت داري يا تصميم داري بموني؟
در هر صورت برات آرزوي موفقيت دارم خانومي.
سعي كن بچسبو نيش مريم جون
Posted by: ... at January 1, 2007 01:36 PMمريم جون عيدت مبارك...جات خيلي خاليه اينجا
خوبيه عيد قربان اينه كه اونجا هم عيد دارن...مثل شب يلدا نيست كه دلت بگيره
عيد قربان بهت خوش بگذره
....سلام....خوبی؟....رفتی رفیق؟....خوب کردی رفتی با این که شک دارم چیزی که
روح سرکش تو رو آروم کنه هنوز خلق شده باشه که فکر کنیم اینجا نبود و در مالزی یافت میشه.....اما سفر واسه تحمل این دقایق وحشتناکِ بودن مفیده.....مریم جان از صمیم قلب و با ذره ذره بودن ناچیزم آرزو می کنم به مطلوبت برسی عزیز...فقط یه یادگار ی از من به تو :"از آینه بپرس نام نجات دهنده ات را"
...این سفر هم یه روز تموم میشه مثل سفرای قبلیت ...پس سعی کن جوری ازش استفاده کنی که وقتی تموم شد نگی ?So What.....غربت فرصت خوبیه که آدم خود حقیقیشو پیدا کنه این فرصتو از دست نده....دلت تنگ شد به آسمون خدا نگاه کن ........شاد باشی گلم.
ما ندرتا درباره آنچه كه داريم فكر ميكنيم در حالي كه پيوسته در انديشه چيزهايي هستيم كه نداريم
Posted by: md at December 28, 2006 07:34 AMمي دوني خيلي چيزهاي ديگه هم هست كه تنهاييش اصلا نمي چسبه مثل غيبت كردن , به زمين و زمان و مردم و... الفاظ آبدار نثار كردن و از همه مهمتر كرانچي خوردن (اينجا غير از اين چيز ها هيچي ديگه نداره كه دلت واسش تنگ بشه پس مالزي رو بچسب )
Posted by: malih at December 28, 2006 12:14 AMrasti...gheumate jensa oonja che ghade dar moghayese ba iran... berenj..goosht..noon va gheire...ejare khoone chetor?
Posted by: Peyman at December 27, 2006 11:13 PMسلام مريم جونم.
عزيز دلم غصه نخور. بيشترين سختيش بيشتر همون لحظه خداحافظي بود كه تو مثل هميشه عاقلانه و خوب گذرونديش.
خوب فكر كردي راه درست براي تو اينه كه بري..
پس به دلت ترس راه نده..
مي دونم دلتنگي سخته..
اما به خودت مسلط باش عزيزم..
خيلي نا غافل از پيشمون رفتي اما خوشحالم كه براي پيشرفت رفتي..
تو حقته مريم جان.
مثل هميشه محكم باش و صبور...
خيلي دوست دارم .هيچوقت اينو مي دونستي؟:)
خيلي ها مثل تو غريبن ولي وقتي پيشرفت كردي و بهتر از همه شدي اين غربتا برات لذت بخش مي شه و احساس اعتماد به نفس بالايي پيدا مي كني..
به درست برس و فكر هيچيو نكن .
قربونت برم.
اونجا مواظب باش فقط مريض نشي.خووب؟:)
تو رو به بازي يلدا دعوت كردم
Posted by: ghajar at December 27, 2006 09:03 AMسلام.وبلاگ پرباری دارین.از بلاگ آقای قاجار اینجا را پیدا کردم.شاد و سلامت باشین
Posted by: سفر نامه دور دنیا at December 27, 2006 08:00 AMياد باد آنكه وقت سفر ز ما ياد نكرد .. ا بازم كه من دير رسيدم
وبلاگت دلگير ميشه وقتي از راه دور توش بنويسي .فكر كنم دل آسپرين برات تنگ بشه .. به آقا ماشالا اينا هم سلام برسون
هاي
حالت چطورهوب سايت قسنگي داري به من يك سري بزن باي
عشق من ماريان، اينجا همه چيز آروم و خاكستريه. تنهايي عشق كن چون با اون روحيه اي كه ازت سراغ دارم مطمئنم به زودي اون را همراه خودت ميبري.
تو هيچوقت شكست نخوردي الانم نميخوري. بعدا اگه اومدي با هم مسخرهه يويو ميكنيم. اگه ميخواي منم ازينجابهت زنگ ميزنم بعد به يويو بگو 100 بار به اين دوست پسر احمقم گفتم انقدر زنگ نزن باز ول نميكنه.:دي وش بگزره ماري. دنيا را يوف بگو و لذت ببر
هي پيش خودت بگو، من تنها نيستم. من تنها نيستم. من تنها نيستم. شايد يه طوري شد.
Posted by: MoteghayeR at December 26, 2006 02:05 PMسلام
من شما را به یلدا بازی دعوت کردم.
خب يكي از محسنات رفتنت همين بس كه نظرات كامنت دونيت اينقدر زياد شده.
از قديم گفتن دوري و دوستي
ببين حالا چقدر قدرتو بيشتر ميدونند
چرا ناشكري ميكني دختـــر!!!؟
ديگه هم اينجوري ننويس چون ايندفعه فكر ميكنم واقعا" مشكل داري
به جاي گفتن اين حرفها از محيط لذت ببر و به خودت خوش بگذرون
پس تو هم رفتني شدي؟ خوب مواظب خودت باش عزيزم.. زيادم غصه نخور پير ميشي مادر.. راستي هميشه موفق هم باشي
Posted by: jodie at December 25, 2006 03:57 PMبه خدا اينجا هيچ خبري نيست همون خراب شده هميشگي تو رو خدا به فكر كسايي كه از اينجا وبت رو ميخونن باش اينقدر سوزناك ننويس... از مالزي بگو .. دلمون رو بسوزون... زندگي قشنگه...مگه نه؟
Posted by: erfan at December 25, 2006 12:50 PMباز من امدم
يك سوال دارم چند ساله داخل موخمه بهت مي خوام بگم
غورباغه مي خوردي چه مزه اي داشت
دوم :ان خره كه با مسيح رفتش مكه خودتي
سوم:تو مگه چندتا دندون داري هي دندون درد ميگيري
چهارم : به ان گاد بگو كه ديگه گير ما نيفتي
حق با سمياليسم هستش!رنگ بندي اينجا عاليه!ولي خب من از رنگاي وبلاك خودم خيلي خيلي خوشم ميادش:دست خودم كه نيس!هست؟!؟!
Posted by: emi at December 25, 2006 11:08 AMسلام
خيلي مطالب جالبي بودند
اميدوارم هرچه زودتر بروز بشه
به وبلاگ من هم يه سري بزن
موفق باشي
chon migozarad ghami nist!
Posted by: doost at December 25, 2006 01:01 AMاز خدا مي خواهم كه هيچ موقع مصداق اين شعر نگردي:
نه دگر شوق دويدن نه بجان تاب رسيدن
نرسيدن به اميدي نه اميدي به رسيدن
.................................................................
پاورقي: براي همين من دوست دارم هميشه مسافر باقي بمونم.
اشعار را در وبلاگمان گذارديم.اگر نكته اي يا حرف و حديثي داريد برايمان پيغام بنگاريد.باشد كه در مالزي رستگار شويد.
Posted by: leila at December 24, 2006 07:38 PMاول: سلام
دوم: اميدوارم هر كجا هستيد آسمون دلتون ابري نباشه و هميشه آفتابي باشه و از همون كله سحر نور افشاني كنه
سوم: اميدوارم خوش خبر باشي
چهارم: اميد و ارزوهاي بزرگ شما روزهاي بزرگ شما رو مي سازه
ما بچه ها روياي ديدن برج و باروهاي شهر زيباي شما رو داريم .
مي دونيم كه مي تونيد. كوتاه نياييد و استوارتر و راسختر از گذشته بايد قدم برداري.
بدون كه به قول عليرضا اينجا هم خبري نيست صداي دهل از دور شنيدن خوش است.
پيش به سوي ساختن فردا نه ديدن گذشته.
روزهاي بزرگي رو براتون آرزو منديم.
خيلي شد نه! ببخشيد فكر كنم تا بيست رسيدم.....
سلام..خوبي؟! تو الان دقيقا كجايي كه غربت اين همه فشار آورده؟!
Posted by: ey del e ghafel at December 24, 2006 04:15 PMاوه ..تو تو يزد چه كار مي كني!!؟ دلم تاس كباب شد
Posted by: mohammad at December 24, 2006 02:15 PMسلام مريم جون
عزيزم از وقتي تو رفتي اينجا هم اتفاقات زيادي افتاده.استادت از اينجا رفت و مارو تنها گذاشت.شرحش رو مي توني اينجا بخونيhttp://delgooyeh.blogfa.com
ولي خوب تو نگران هيچي نباش فقط حسابي مواظب خودت باش و سعي كن كم كم عادت كني كاري كه قبلا هم بارها انجام دادي و ديگه اينكه سفت و سخت بچسب به درس. انشاء الله خوش و سلامت باشي. ما هميشه به يادتيم. شادي كوچولوي من هنوز يادت ميكنه!
سلام
مريم من احتمالآ از اون مدل ادمهايي هستم كه تو اصلآ نميپسندي اما تو برعكس من خيلي وقته وبلاگت رو ميخونم و از حرفات هرچند هم كوتاه ذوق زده ميشم واست
اميدوارم اونجا بهت خوش بگذره الكي هم عر و بوق راه ننداز كسي نيست به دادت برسه.
ماچ ممول
خوش بگذرون
ya chize dige... iraniha hey dasto paa mizanan ke az iran beran.. vakhti raftan hey migan chera raftim.. delemoon tang shode .. ey kash nemiomadim...
nokte ine age nemikhastan beran, chera raftan.. agaram raftan ke dige gerye zari nadari... rahie ke khodeshoon entekhab kardan..
Posted by: Peyman at December 24, 2006 12:47 AMhich chi.. ghorbat ke shabe yalda nadare... hala adat mikoni ... baba noel dare.... :)
Posted by: Peyman at December 24, 2006 12:40 AMسلام .. چه قدر همه اينجا بي روح اند !!!! جات اينجا خيلي خاليه ..
Posted by: foad_80 at December 23, 2006 11:31 PMيه چند روز ديگه صبر كني اونجا كريسمسه...جبران شب يلدا رو مي كنه..خوش بگذره بهت
Posted by: mohammad at December 23, 2006 10:02 PMچي شد؟؟ منظورم اين بود كه جبران كني:دي
Posted by: مرمر at December 23, 2006 06:40 PMصبر كن...تا شايد يه روز دوباره جبران اينهمه نبودن رو پر كني...
Posted by: مرمر at December 23, 2006 06:40 PMاولين يلدا سخته... بعدش ديگه عادي مي شه برات... شب زودتر مي خوابيدي كه لااقل خواب خونه مادربزرگت رو ببيني.
Posted by: کورال at December 23, 2006 04:04 PMسلام
فكر كنم سايت شما اشگل داشته باشه
اشكالش نمي دوني
اگه به بچه نخ بدي باد بادك هوا كنه باحال میشه نه سیستر
چي عجب...حالا كه كامنت دوني گذاشتي بيا به خودم سر بزن برات شب يلدا درست كنم D:
Posted by: mohammad at December 23, 2006 02:51 PMسخت نگير ....هميشه جايي پيدا ميشه ...لازم نيست جايي ، جاي خونه مادر بزرگت رو بگيره ......هر چيزي به جاي خودش
Posted by: Falling Up at December 23, 2006 02:37 PM