May 25, 2007

بعضی وقتها احساس می کنی شا نه های کوچکت دیگر تحمل سنگینی بار زندگی را ندارد
بعضی وقتها دلت میخواهد یکی بیاید و کمی از سنگینی بار زندگی ات را با تو شریک شود
بدون اینکه عقاید خودش را به خوردت بدهد
بدون آنکه تو را به چیزی که نیستی متهم کند
بدون اینکه تو را زیر سوال ببرد و اشتباهاتت را به رخت بکشد
بعضی وقتها شانه هایت می سوزد پاهایت درد میگیرد
اما راهی نیست
و حتی زمان توقف نیست
باید بروی....

Posted by maryam at May 25, 2007 08:09 PM