October 31, 2004

آخ دلم لک زده بود براي يک آپديت مشدي!
حالي ميبريم!
........
اي خدآآآآآآآآآ
اگر اين سيستر گذاشت دو دقيقه تو اتاقمون
به حال خودمون باشيم!
هي مياد هي ميره!
هي مياد هي ميره!
آآآآآآآ
........
از آدمهاي پر حرف بدم مياد
و بيشتر از اون از کسايي که من رو
مجبور به زياد حرف زدن ميکنند..
.......
نميدونم چه جور بايد اين رو به آدميزادها بفهمونم
که اگر يکي ساکته، حرف زدنش نمياد،حال نداره...
هيچ ربطي به حس خود برتر بودنش نداره
چه بسا اينقدر خودش رو کم ببينه که روش نشه
اظهار نظر کنه!
........
هه هه /
American Airlines saved $40,000 in 1987 by eliminating
one olive from each salad served in first-class
........
دو سه روزه يک برنامه نصب کردم روي سيستمم تا تلفن زنگ ميخوره
خود به خود شماره و کل مکالمه رو ضبط ميکنه
الان که دارم به مکالمه هام گوش ميدم متوجه شدم که صدام
فتو کپي دختر عممه!
جل الخالق!
........
جديدا مکتشف شده ام که من يک نوع بيماري خودآزاري
شديد خطرناک دارم!
به نحو ديوانه کننده اي
از اذيت کردن خودم لذت ميبرم!
........
بزرگترين هنر زندگي من اين است که تک تک
رابطه هاي قشنگ دوستي ام را به طرز فجيعي
گند ميزنم و
دوستي را به کام خودم و طرف مقابلم به طرز
حيرت انگيزي کوفت ميکنم!
گفته بودم هنرمندم!نگفته بودم؟
........
به خودم قول دادم روز آخري که از اونجا رفتم حتما حتما به آن آقاي
زرنگ مفت خور بگويم که در تمام اين مدت چقدر ازش متنفر بوده ام
و فقط به خاطر ادامه حيات کاري خودم و آشناييتش با پدرم تحملش
ميکردم!حتما!
........
هيچ وقت روي يک مساله زيادي فکر نکن
چون کم کم برات توهم ميشه و اون وقته که
به طرزناجوري تو خودت گم و گور ميشي....
این رو اون دختره که باباش مرده بود بهم گفت.
........
اينقدر که من با
اين دختره و
خواهرش(لينک بدم وبلاگت لو بره؟) تو زندگيم از خنده
وشلوغ بازی دل درد و دهن درد شدم
اگر سرطان ميگرفتم اينقدر دچار درد نميشدم
Miss you toooooooo much
........
امروز يک جفت زن و شوهر فرانسوي و ژاپني ديدم
مَرده گفت ما بيست ساله داريم با هم زندگي ميکنيم
دين و زبان و سنت و همه چيمون هم با هم فرق داره!
اووووووک
چشام در اومد!
........
رضا عطاران ايز د بست!
رمضوني نميشه بدون ديدن اين فيلمش از
جلوي تلوزيون تکون خورد
خيلي کار درسته خيلي!
........
من که مُردم از خستگی
You OK?
بن نويی!

Posted by maryam at 11:06 PM

October 29, 2004

بچرخ
تـــــا
بچرخيم/
بگرد
تـــــا
بگرديم/

ما منتظر دوميش هستيم/

Posted by maryam at 07:13 PM

October 27, 2004

يا رب مباد
آنکه گدا معتبر شود!

Posted by maryam at 10:30 PM

October 26, 2004

خواب ديدم که کشيشی هستم
که از اعتراف کنندگان حق السکوت ميگيرم
و پول ها رو نذر شيطان ميکنم!

Posted by maryam at 10:59 PM

بی حوصلگی/بي اشتهايي /سر گيجه/
حالت تهوع/ بی حالی/کم خوابي/
دندان درد/سر درد/استرس/....

اثرات يک گفتگوی ظاهرا دوستانه
در محيطی
کاملا آرام و صميمی!

تنها چيزهايي که
در اين مواقع عايد من ميشود...

Posted by maryam at 05:26 PM

October 24, 2004

زنان خوب به آسمان مي روند،
زنان بد به همه جا مي رسند!

Posted by maryam at 05:18 PM

October 23, 2004

و دعا ميکنيم
همه کساني که
چپ و راست از خودشان تعريف ميکنند،
پز ميدهند
و کلاس اضافه برای خودشان ميگذارند،
سوسک شوند
و ما با دمپايي انقدر توي سرشان بزنيم
تا دلمان خوب خنک شود
و
جگرمان نيز کمي حال بيايد!

Posted by maryam at 11:45 AM

صبح اول صبح پنج شنبه از کار و زندگيم زدم
پا شدم رفتم بانک
بعد از اينکه سيصد ساعت توي صف
ايستادم تا نوبتم بشه
يارو بانکيه برگشته ميگه:
خانوم اين چک مال بانک صادراته،
اينجا بانک مليه!!

هيچی هوش و حواس برام نمونده،
دارم از دست ميرم پسر!

Posted by maryam at 11:40 AM

October 20, 2004

اِفاده‌ها
طبق طبق
سگها به دورم
وق و وق

Posted by maryam at 03:49 PM

October 19, 2004

دوری و دوستی…

Posted by maryam at 11:19 PM

گوگل:
تنها رهايي بخش من در اينترنت
راهی برای رسيدن به همه چيز
دريچه ای به سوی ابديت
گوگل دوست داريم
گوگل دوست داريم
گوگل دوست داريم…

Posted by maryam at 11:18 PM

October 17, 2004

Hey Ramasan I’m coming
سی روز
هر
روز
يک نفر را خواهم بخشيد
چشم هايم را بسته خواهم کرد
کينه هايم را دور خواهم انداخت
و فراموش خواهم کرد همه آن چه که
مرا با کينه و نفرت آشنا کرد...

مگر ميشود آب زلال را در تنگی کثيف
نگه داشت!؟

Posted by maryam at 10:21 PM

Dear Delnavaz
Happy birthday to you
پندار نيک، گفتار نيک، کردار نيک من :X

Posted by maryam at 10:17 PM

October 15, 2004

چه درونم تنهاست...

Posted by maryam at 08:42 PM

تصور خوبي نيست؛
اينکه بدوني يک عده آدمهايي که هميشه
توي تور باهات بودند اکثرا آدرس سايتت
روتا حالا داشتند وتو هي راه به راه هر
چي تو دهنت در ميومده مينوشتي!
..............
دير زماني پيش...
..............
بهاي سفر را بايد پرداخت.
يک سفر هر چقدر هم هزينه داشته باشه
هر چقدر هم باعث غر زدنهاي خانواده ات بشه
هر چقدر هم با ترس و نگراني حادثه همراه باشه
با زهم ارزشش رو داره!
Believe me
..............
خوشحالم باباهه يک شعار خوبي داره
که باعث ميشه خود به خود براي من
توليد آزادي کنه
"اينکه تا جواني استفاده کن.
وقتي پير شدي خيلي سخته!"

..............
البته که
تور کرمان و ماهان
خيلي بيشتر از کاشان خوشگذرانيده شد،
اما ديدن ابيانه، روستايی فوق العاده زيبا متعلق
به سالها پيش با مردماني با پوشش بسيار
قديمی و خاص
ارزش همه خستگيهاي بين راه رو داشت...
..............
جاي خالي چند نفري که نبودند بد جوري
توي ذوق ميزد،
آخ ذوقم!
..............
بابا مرسي!بابا آفرين
بچه هاي مردم
ماشالله خوش تيپ، ماشالله خوش صدا
ماشالله باحال ،ماشالله يک پارچه نمک
بزنم به تخته!
..............
ميداني!
من
تو
ما
همه
بزرگ شده ايم
باور کن بزرگ شده ايم
سخت جدي شده ايم!
فهميده ايم دنيا از ان دريچه کوچکي که ما
مي ديديم هيچ نبود،
ما دنيا را از پشت پنجره کوچک اتاق ساده
خودمان مي ديديم
چه ميدانستيم
براي زندگي کردن بايد کوه شد!
..............
جدا اگر يکي بيست و سه سالش شده باشه
اما تو عمرش يک نفر رو هم مثل خودش
دوست نداشته باشه، حتما يک مشکل
رواني اساسي داره!؟
نه؟
..............

ميگم چيزه
اميرکبير خدابيامرز خداييش خيلي خوش تيپ
بوده ها!
حيفشون نيومد کُشتنِش!
..............
قربون شکلت رمضون!
من اون موقع ها که تو نبودي
عصر ها از چهار ميرفتم شرکت تا هفت
هفت تا هشت و نيم هم اموزشگاه کلاس داشتم
بعدشم پا ميشدم ميرفتم سر کلاس زبانم،
حالا تواين يک ماهه من چه خاکي
به سرم بريزم!؟
خيلي زور بزنم
يک شرکته رو بعد افطار بتونم برم:(
..............

با اين حساب من اگر اون تيکه غرب وعشاير کشور
رو فروردين ببينم
واقعا هيچ جاي ديدني ديگه اي تو ايران نمونده
که تو سال 83 نديده باشم.
چه غلطي بکنم من بعد ازاين:(
..............
به يک طراح وب فعال جهت جواب دادن به
دو سوال پنج دقيقه اي حداکثر تا شنبه
عصر نيازمديم.
قبلا از زحمات شما متشکريم!
..............
اوه
اون موقع ها که ملت روزه نبودند و با
دل سير مي اومدند سر کلاس، من خودم رو
هشتاد تيکه ميکردم تا دو کلمه حاليشون بشه
حالا که رمضونم هم شده،
ديگه خر بيارو باقالي بار کن!
..............
وسط بحث مون يک دفعه برگشت گفت
از قديم گفتند:
مي خور را مِي ميدهند
و
غصه غور را غم!
خيلي ناراحت شدم....
..............
دوست خوب من
اگر تا حالا اينجا رو ميخوندي و من تو مطلبهام
انتقادي چيزي کردم که فکر کردي شايد با تو
بودم و خيلي ناراحت شدي،
خوب ميخواستي اينجا رو نخوني!
خود آزاري نداري که!؟
..............
اِ
اين دختره کي هکش خوب شد!؟
..............
هَوِ گود تايم اَند
بای

Posted by maryam at 08:07 PM

October 13, 2004

وه،
من چگونه ميتوانم از اين حقيقت شوم پرده بردارم
که زود برگشتَنَم به خاطر از دست ندادنِ تور کاشان
جهانگردی بوده است نه تلفن های ممتد پدر!
آيا هست ياری کننده ای
که مرا در ساختن يک دروغ مَشت
برای گرفتن مجوز ياری کند!؟


Posted by maryam at 07:18 PM

October 08, 2004

سفر کاری....

Posted by maryam at 04:46 PM

October 07, 2004

ياس فلسفی که من بعد
از بيست و دو سال
زندگی
بدان دچار شده ام،
خدا بيامرز پدر بزرگ
در 95 سالگی
بدان دچار نشده بود...

Posted by maryam at 11:06 PM

بدجوری دارم سعی ميکنم روی پای خودم بايستم.
پا دردی شده ام که نگو و نپرس!

Posted by maryam at 09:14 AM

October 05, 2004

I Hate Computers
I Hate Computers
I Hate Computers

Posted by maryam at 10:21 PM

October 04, 2004

دو سال پيش همچين اکتبری:

اکتبر 2002
چه موجود حراف دليل بياري بوده ام!

اکتبر 2003
يادش بخير!
آن موقع ها اعتماد به نفسم هاي هاي بود!

اکتبر 2004
غير قابل تحمل!غير قابل تحمل! غير قابل تحمل!

Posted by maryam at 03:20 PM | Comments (171)

October 02, 2004

از اينکه
با ساعتهای متمادی
پشت سر من حرف زدن،
وصله های مختلف چسباندن،
و
تهمت های جور واجور زدن
به من احساس مهم بودن می دهی
متشکرم!

Posted by maryam at 10:17 PM

حيف
که تنها با سی دی خودش ران ميشود
وگرنه ميگذاشتمش اينجا تا با شنيدنش
خستگی تمام کار روزانه
تمام نامرديهای دوستانه
و
تمام حرف و حديث های ناجوانمردانه
را از ياد ببری
و آرامش را در تک تک سلولهای بدنت حس کنی....

Posted by maryam at 10:14 PM

October 01, 2004

و ای کسانی که
پيمان مقدس ازدواج بسته ايد
آسوده خاطر خيانت کنيد
که بدون عذاب وجدان، خيانت کردن
جور ديگری می چسبد!

Posted by maryam at 04:53 PM