December 31, 2004

چهره جديد من
چهره يک دختر خندان و خوشرويی است
که برای نگه داشتن شرکتش در مود سود زايی
مرتب به مراجعه کنندگانش لب خند ميزند
و راه به راه توی دلش به انها فحش ميدهد!

Posted by maryam at 11:05 AM

December 28, 2004

اگر ميخواهيد
يک عدد مريم آی را به توان عالی خر نماييد
با او زير باران قدم بزنيد!

Posted by maryam at 10:25 PM

تو زندگي اشتباه نكن،
اشتباه كردي اعتراف نكن،
اعتراف كردي التماس نكن،
التماس كردي زندگي نكن.

Posted by maryam at 10:19 PM

December 22, 2004

مرگ آرزوهايم نزديك است.
سور خواهم داد
همه را...

Posted by maryam at 11:22 AM

December 21, 2004

تصحيحش كردم
پ-ن: در ميگه ديوار بشنوه!

Posted by maryam at 12:42 PM

December 19, 2004

باران مي بارد
من شاد ميشوم
روح من شاد ميشود
موقع ناهار
يك دوست مجازي از اهواز زنگ ميزند
من شوكه ميشوم
حقيقي ميشود
حقيقي ميشويم
باران مي بارد
كلاس پليس توريست داريم
لعيا را بعد از مدتها ميبينم
همه را ميبينم
من شاد ميشوم
شيفته صداقت منشي ام ميشوم
يكي به عنوان كادوي شركتم چك پول ميدهد
حالم به هم ميخورد
هديه اش را پس ميزنم
بد ميشوم
از خودم بيزار ميشوم
باران تمام ميشود
هوا سرد ميشود
من يخ ميزنم
ما يخ ميزنيم
قلبهايمان يخ ميزند
چه خوب كه اينجا
هيچ كس نيست
هيچ كس....

Posted by maryam at 09:28 AM

December 18, 2004

وبلاگي كه مرتب نوشته نشه
صاحبش يا بايد در سايتش رو ببنده
يا بره بميره...

Posted by maryam at 11:10 PM

شروع دوباره ام
را آغاز ميكنم.....

Posted by maryam at 09:07 AM

December 14, 2004

تلاشم را به سُخره ميگيرد
به حماقتش ميخندم…

Posted by maryam at 04:47 PM

December 11, 2004

هيچ وقت نفهميدم به كه بد كردم
كه خالق ليمو ترش اينگونه
نعمت لذت بردن از زندگي را
از من گرفت…

Posted by maryam at 08:58 PM

December 09, 2004

مجال نوشتن نيست/
نرم
بايد
كرد
دست
و
پنجه ء
زندگي
را

آ بده!

Posted by maryam at 10:39 AM | Comments (10)

December 02, 2004

108
روز
به
عيد!

Posted by maryam at 06:07 PM