December 31, 2005

اگر از احساسات كنوني ما خواسته باشي
هدفي نيست جز اينكه دلمان ميخواهد با يك
ماژيك قرمز روي خودمان يك ضربدر بزرگ بكشيم
و زيرش پررنگ بنويسيم :
تمام شد!

Posted by maryam at 05:18 PM

December 30, 2005

آقاي ايكس استاد دانشگاه است .
||
/\
ادامه

به گفنه خودش مدرك فوق ليسانسش را از دانشگاه فلانجا گرفته است و ظاهرا آدم متشخصي به نظر مي آيد!آقاي ايكس در يك كوچه پايين تر در يك مغازه دو در سه سي دي ميفروشد ويندوز نصب ميكند ؛تايپ ميكند و من به چشم خويشتن ديده ام كه كارت اينترنت هم ميفروشد!
آقاي ايكس ديروز براي عقد قراردارد براي يك شركتي به دفتر ما آمد و در حين كلامش با نگاهي سرشار از حقارت و با لحني بساير مودبانه به ترجمه هاي روي ميز اظهار داشت:
ترجمه كردن به اصطلاح عاميانه كار بسيار بي كلاسي است و در شان شما نيست!!
و من با چشمان گرد شده و تلاش در حفظ خونسردي ام گفتم بله بله حق با شماست!
آقاي ايگرگ رييس آژانس است
و الحق كه مرد بسيار خوش تيپي است .او در يك آموزشگاه زبان تدريس ميكند و فكر ميكنم يا بايد ليسانس زبان داشته باشد ويا شايد روزي روزگاري در فرنگستان زندگي كرده باشد آقايي كه در تورمان بود گفت پارسال آقاي ايگرگ راهنماي ما بودند ومن فهميدم كه آقاي رييس يواشكي بعضي وقتها خودش تورهايش را مي برد .آقاي ايگرگ موقع تسويه حساب ضمن اظهار علاقه مندي براي همكاري در زمينه وارد كردن تورهاي خارجي و پشتيباني از سايتشان اظهار داشت" تا كي ميخواهي كار بي كلاس راهنماي توري را ادامه دهي!!؟"
و من با چشمان گرد شده و تلاش در حفظ خونسردي ام گفتم بله بله حق با شماست!
آقاي زد مدير عامل يك شركت نرم افزاري است.
اگر بخواهم منصفانه قضاوت كنم بايد بگويم كه آنقدر خوب مديريت ميكند كه اگر خجالت نميكشيدم حتما به خودش هم ميگفتم كه در اين زمينه واقعا بي نظير هست. آقاي زد وقتي متوجه شد كه من هيچگونه پايبندي به شركتشان ندارم و يشتر درگير پروژه هاي خودمان هستم ضمن پيشنهاد كار پاره وقت اما دائم در انجا اظهار داشت:
"مديريت كردن يك پروژه به مراتب بي كلاس تر از آن است كه برنامه نويس آن باشي!!"
و من با چشمان گرد شده و تلاش در حفظ خونسردي ام گفتم بله بله حق با شماست!
اي خدا چرا مرا اينقدر بي كلاس و بي پرستيژ آفريدي!؟
گويا تحقير كردن من لذتي دارد كه خود از آن بي خبرم!ژ

اي خدا چرا مرا اينقدر بي كلاس و بي پرستيژ آفريدي!؟

Posted by maryam at 01:38 PM

December 28, 2005

"حق گرفتني است ،دادني نيست."
(حضرت علي و من)

Posted by maryam at 10:46 PM

و اكنون من تجربه جديدم را بدون در نظر گرفتن اصول اخلاقي-انساني و حقوق بشريت
مينويسم:
كره جنوبي ها نديد بديد ترين-تازه به دوران رسيده ترين-بي نمك ترين- ماست ترين
و خسيس ترين موجوداتي هستند كه تا به حال راهنمايشان بوده ام!

Posted by maryam at 10:40 PM

December 25, 2005

آخرين تجربيات من حاكي از آن است كه:

(شخصي صداي خوبي دارد) If
Then
خط خوبي دارد
Or
دستانش قشنگ است.
Else
break
...................//
/اين تابع براي همه اشخاص مونث و مذكر داري جواب ميباشد./


Posted by maryam at 11:47 PM

December 23, 2005

عزيزم
تو اگر يك ذره فارسي ات خوب باشه
ضريب هوشي ات هم كمتر از 80 نباشه
بايد تا الان فهميده باشي كه منظور من
ازاينكه در رو هم محكم ببند
اينه كه
برو،
ديگه هم برنگرد!

Posted by maryam at 08:29 PM

December 22, 2005

فرض ميگيرم ياهو مسنجر همه آفلاينهايم را خورده است
فرض ميگيرم جي ميل همه ايميلهايم را اسپم شناخته است
فرض ميگيرم زنگ تلفنم خراب شده است و شماره اندازش كار نمي كند
فرض ميگيرم پستچي محله مان دچار بيماري شده است و نامه هايم در اداره پست گم شده اند
فرض ميگيرم سيستم شبكه مخابرات همه اس ام اس هايم را اشتباهي به شخص ديگري داده است
فرض ميگيرم.....

در سرزمين فرضيات من زندگي بسيار بسيار دلچسب و شيرين است.

Posted by maryam at 10:01 PM

December 21, 2005

اي پاييز
از تو كه خيري نديديم
زمستان
تو بيا ببينيم چه گلي بر سرمان مي زني!

Posted by maryam at 01:13 PM | Comments (11)

December 17, 2005

تبريك ميگوييم به:
دلنواز عزيز گفتار نيك كردار نيك پندار نيك مان بابت خارج شدن از رديف مجردها
سروناز دوست داشتني و مولد انرژيمان بابت ارائه نهايي پايان نامه خود بعد از قرنها
و تبريكات ويژه به
يك عدد داداشي گل گلاب متفاوت بابت مزدوج شدن .

ايشالله عروسي و دفاعيه نوه هاتون!


Posted by maryam at 09:08 PM

December 14, 2005

از بين خانواده عليه السلام ها من رضاشون رو از
بچگي خيلي دوست داشتم.
حيف كه تحريم السفر كردم خودم رو تو سال 84
و گرنه خيلي دلم هوس كرده برم پيشش يك عالمه غر بزنم.

امام رضا تون مبارك!

Posted by maryam at 02:32 PM

December 13, 2005

لذتي كه در مسخره كردن هست در غيبت كردن نيست
لذتي كه در غيبت كردن هست در ناسزا گفتن نيست
لذتي كه در ناسزا گفتن هست درتهمت زدن نيست
لذتي كه در تهمت زدن هست هيچگاه
در دروغ گفتن نيست!

Posted by maryam at 01:37 PM

December 09, 2005

مناجات روز جمعه:
هي گاد
ميدونيم جمعه شبه و ملت كلي نازت رو كشيدند و التماست كردند
ميدونيم احساس خدا بودن شديد بهت دست داده و بدجوري جوگير شدي
ميدونيم حسابي رفتي بالاي درخت و به ماها محل نميدي
خيلي خداي باحال وخفن و سورپرايز كني هستي
خيلي تعجب كرديم / بسه!

Posted by maryam at 10:08 PM

December 08, 2005

برگ از درخت خسته ميشه
پاييز همش بهونه است!

Posted by maryam at 12:30 PM

December 07, 2005

بيگانه
اين دنيا كه گذشت، مثل اينكه
يك سي چهل سالي دير متولد شدم
انشاالله اون دنيا حتما به آلبرت كامو پيشنهاد يك زندگي مشترك ميدهم!

Posted by maryam at 04:06 PM

December 06, 2005

December 05, 2005

عزيزم اگر ميشه بمير
ميخوام قدر ِ ت رو بيشتر بدونم!

Posted by maryam at 08:02 AM

December 04, 2005

نيمه هاي شبِ ديشب
در هنگام مكاشفات وجودي ام
به نتيجه اي بس مبارك رسيدم:
براي دومين سال متمادي شركت در
امتحان فوق را تحريم مينمايم!

Posted by maryam at 01:55 PM

December 03, 2005

از ويژگيهاي منحصر به فرد من اين است كه
به يك مساله به بدترين شكل ممكن نگاه ميكنم
آنگاه بهترين راهكارهاي ممكن را برايش پيدا ميكنم
و به بدترين نحو آن را انجام ميدهم!

Posted by maryam at 01:24 PM

December 01, 2005

زندگي
بي مريم آي
شيرين تر ميشود گاهي.

Posted by maryam at 09:36 PM

مطمئن باش
اگر همه وقتي را كه براي خر كردن من
صرف كرده اي
به خودت پرداخته بودي
حتما تا به حال آدم شده بودي!

Posted by maryam at 10:01 AM