عزيزم
يك عكس رنگي با كت شلوار جديدت بگير.
ممكنه براي آگهي ترحيمت
بعدا لازم بشه!
ميگم
وبلاگ رو با ه مينوشتيم يا با ح ؟
.............................
دست خودم نيست
از اثرات بسيار مخرب مدام در محيط كار بودن اين است
كه به عروس جديدمان به عنوان يك نيروي كار
جديد موقع پذيرايي نگاه ميكنم و بس!
هيچ ايرادي نداره از نظر من
كه ده تا دوستِ دختر داشته باشي
كه ده تا دوست-دختر داشـته باشي
كه ده تاهمكلاسِ دخترداشته باشي
كه ده تا همكــارِ دختر داشته باشي
كه ده تا كــارمند ِدختر داشته باشي
كه ده تا آشنـايِ دختر داشته باشي
كه ...
فقط به شرط اينكه كه روزي ده بار
توي سر هر شش ده تاشون بزني
كه من يك دختري رو مي شناسم
كه يك ناخنش،
مي ارزه به سر تا پاي كُلِ هَمَتون!
Null encore/Wating More and More
و تو اي امروز
درد و بلاي هر روز مان توي سرت بخورد!
امشب از شام خبري نيست بريد خونه هاتون!
اونقدر به در بسته خوردم
كه وقتي يك در نيمه باز ميبينم
ازتعجب دست و پام رو گم ميكنم
و خودم رو ميزنم به نديدن!
اين خانه از پاي بست ويران است
||
/\
خيلي سعي كردم بسازم خيلي سعي كردم به جاي پاك كردن صورت مساله يك جوري آن را حل كنم خيلي سعي كردم از بالا به موضوع نگاه كنم/ خودم رو قوي نشان بدهم و ادامه بدهم دم نزنم سكوت كنم توجه نكنم و تنها به هدف فكر كنم.
اما ميداني
اين خانه از پاي بست ويران است.
دو ماه ديگر نمانده است/يك عدد گاد اميدوارم وجود خارجي اش را اثبات كند /و من مجبور نشوم بعدها دور سال 84 را يك دايره قرمز بكشم و از آن به عنوان خاطرات يك تجربه جديد ياد كنم/اجاق سرد آنجلا را خوانده ام و درك كرده ام كه خوشبختي يعني با خانواده بودن /با لعيا و شيما به اندازه مرگ خنديدن با يك عدد سروناز پياده روي كردن /در بغل يك پدر و مادر آرام گرفتن /يعني خواهر و برادر / و دوست داشتن/آري اينها را خوب ميدانم حتي بهتر از بقيه آدمهاي معمولي .
اما ميداني
اين خانه از پاي بست ويران است/
شايد اشكال كار اينجاست كه ميخواهم همه جا مدينه فاضله باشد/همه خوش قول باشند/كسي دروغ نگويد و تلاش ميكنم به ديگراني بفهمانم كه اينگونه زيستنشان مردن است/و در نهايت به غرور متهم شوم وقتي بار غم روي شانه هايم سنگيني ميكند و دلم نميخواهد با كسي حرف بزنم.
معمولي ميشوم قول ميدهم مثل همه آدمهاي معمولي زندگي كنم/خواستن را در خودم ويران كنم/فقط دو ماه تا پايان سال فرصت دارم/اميدوارم گاد وجود خارجي اش را بر من اثبات كند...
اما ميداني
اين خانه از پاي بست بدجوري ويران است.
يا حجه بن الحسن عسگري!
ما كه دستمون بهش نميرسه
تو كه اون بالايي
به جاي ما اين گاد رو دو تا ماچ آبدارش بكن
هوا خيلي حال داد.
با احتساب امروز تنها نه روز به آن روز مانده است.
فعلا به بهانه راحت شدن از يك مهماني كذايي
ديدن دو عدد دخترخاله دوست داشتني
دريافت يك فقره سوغاتي ناگهاني
و حضور مداوم پستچي
تا اطلاع ثانوي
بيخودي خوشحالم.
هي گاد
اگر قول بدي هر روز هوا مثل امروز ابري و باروني باشه
منم قول ميدم هر روز مثل امروز خوش اخلاق باشم و
راه به راه به همه لبخند بزنم!
ابتدا با يك غلط گير غلطهاي كوچكم را پاك ميكنم
سپس برخي از صفحات دفترم را پاره پاره ميكنم
آنگاه
دفتر زندگي ام را به يك نمكي اهدا ميكنم!
از رها كردن كارهاي نيمه تمام
از جزء به كل رسيدن
از آرزوي خام كردن
از تكرار مكرر خطا
از هدر دادن
به اندازه يك قرمه سبزي بدون ليمو
بـــــــــــــــــيزارم.
happy new windows
از لذايذ دنيوي همين بس
كه ساعتها در اينترنت گشتن
بدون احتمال ريست شدن!