هوا خوبه همه خوبند
||
/\
ادامه
همه چيز خوبه / من بدم/ من سردرد دارم/من رشته هاي عصبي ام تحريك شدند/من سردمه/ بيخود سردمه/ من دلم هدفم رو ميخواد/ بيخود ميكنه ميخواد/ بيجا ميكنه
مي خواد/ياد ميگيره كه نخواد
هوا خوبه همه خوبند
همه درستند/ من اشتباهم/ من خود خود اون اشتباه بزرگه هستم / همه خوب صحبت ميكنند/ من بد حرف ميزنم /همه صبورند/ من حساسم /من زود رنجم/ من صبر ندارم /بيخود ميكنم كه ندارم ياد ميگيرم /چشمم كورميشه ياد ميگيرم/
هوا خوبه همه خوبند
اجتماع خوبه/ خانواده خوبه/ فشار اجتماعي-خانوادگي معنا نداره/ هيچ فشاري وجود نداره /من اشتباه ميبينم/ من بد حس ميكنم/ بيجا ميكنم كه حس ميكنم/ياد ميگيرم كه حس نكنم/
هوا خوبه همه خوبند/
همه مثبتند/ اصلا چيز منفي وجود نداره / من غلطم/ من بد فكر ميكنم /من واقع بين بدبين گرا هستم/ بيخود ميكنم كه هستم /افكار مثبت خيالي به ذهنم تجويز ميكنم/ بيخود ميكنم كه بلد نيستم ياد ميگيرم/
هوا خوبه همه خوبند
همه راستند/ من نادرستم من دروغم /همه مفيدند/ من زيادي ام/ همه مهربانند/ من نامهربانم /همه خوشحالند/ من حس بد دارم/ بيخود ميكنم/ بيجا ميكنم.../
ميداني
مشكل عمده اختلاف نسل هايمان دراين است
كه من با يك چيزهايي حال ميكنم كه آنها اصلا نميشناسنش
و آنها از لذايذي برايم ميگويند كه براي من هيچ طعمي ندارد
و آنگاه در مقام محبت كردن سعي ميكنند آن طعمهاي خوشمزه را
به زور به خوردم بدهند.
و شايد
افسوس بر من كه نمي توانم لذتش را درك كنم.
...
از اين ستون تا اون ستون بايد خيلي فرج باشه!
و گرنه كلاهم پس معركه است.
عزراييل عزيزم
اگر ميخواي بياي سراغم بيا
من حرفي ندارم
فقط مونده يك آرزوي كوچيك
كه اون هم به خاطر گل روي تو ازش ميگذرم.
به كجا چنين شتابان
گون از نسيم پرسيد
دل من گرفته اينجا
هوس سفر نداري
زغبار اين بيايان
همه آرزويم اما
چه كنم كه بسته پايم
به كجا چنين شتابان
به هر آن كجا كه باشد به جز آن سرا سرايم
سفرت بخير اما تو و دوستي خدا را
چو از اين كوير وحشت
به سلامتي گذشتي
به شكوفه ها به باران
برسان سلام ما را
بعد از مرگم
بر درب خانه ام پارچه سياه تسليت نزنيد.
به جاي آن الان با پولش برايم كادو بخريد
يا
خشكه حساب كنيد.
به جاي آنكه وسيله اي باشد براي رسيدن به او
وسيله اي شد براي رسيدن به اهداف شخصي
در اين مرز و بوم،
نامش را هم گذاشته ام :
عامل ترس و تظاهر.
مذهب را ميگويم...
.............................
بعد از تحرير/بعد از چك ايميل:
بقيه ،
به قرينه معنوي حذف شد!
گويا خدايان سخت نفرينم كرده اند
از آن روي كه حقانيتشان را زير سوال برده ام.
مسموميت از آن مرض هايي است
كه لذيذ ترين لذت زندگي(خوردن)
زا بدجوري كوفتت ميكند.
البته كه ما فرهنگ داريم
از نوع خوبش را هم داريم
تنها ايراد كار اينجاست
كه فرهنگمان را هم مثل توالت هايمان
مردانه /زنانه كرده ايم!
..............................
بعد از تحرير/بعد از چك ايميل:
تصور نميكردم كه تصور كنيد مي خواهم انتقاد كنم
كه چرا توالتها زنانه مردانه اند!!!
محض رضاي خدا كمي ظريفتر تامل كنيد.
مينويسيم: Valentine
و ميخوانيمش روز دوستي ها
و دسته جمعي با هم خوش ميگذرانيم.
هنوز از برگشتنم 24 ساعت نگذشته است.
به لطف دوستان همه چيز به خوبي از دماغمان در آمد!
گويا از اينگونه نوشتنم مدتهاي مديد ميگذرد...
....................
سفر/
اسمش را گذاشته ام آرامش بزرگ
بعد از طوفان كوچك.
البته اگر پايدار باشد و ماندگار،
خوب است.
....................
چابهار:
سرزميني زيبا با سواحلي تصور نكردني
آنقدر زيباست اي زيبا پسند
كز برايش ميتوان از جان گذشت
....................
برنزه شده ام همچنانِ يك دختر بندري/
عالمي دارد براي خودش .
....................
تصميم آخرم را گرفته ام
شصت سالگي ام در كنار سواحل آرام عمان
براي نوشتن جلد آخر كتابم ميگذرد
و جواني ام به دنبال روياهاي دست نيافتني ام.
....................
زير بار حرف زور نخواهم رفت /
.
حتي اگر ضعيفه بودنم را تحقير كني
حتي اگر شگرد كلامي بزني/
حتي اگر صدايت را بالا ببري/
.
شايد سرم گيج برود /
شايد تمام تنم بلرزد/
شايد اشكهايم بي اختيار ريخته شوند /
اما وجودم زير بار حرف زور نميرود/
مطمئن باش.
....................
خستگي هايم را در دريا ريختم
افكار پوسيده ام را در ساحل به خاك سپردم
و با آرامش ابدي به زندگي ام بازگشتم.
....................
نتيجه آخرم اين است
خانه واقعي خدا در مكه نيست /
او در دريا زندگي ميكند.
باور كن
من به چشم خويشتن ديده ام كه
ملكوت، در دريا بود.
....................
جالب است مشاهده وضعيت تلفنهايم
در طول اين شش روز:
مجموع كل تلفنهاي زده شده : 20 دقيقه
مجموع كل تلفنهاي رسيده :چهار ساعت و نيم
تماسهاي رسيده از اهالي خانه :سه ساعت و نيم!!!
بزرگ شدنم را درك نميكنند، اما دوستشان دارم/
....................
تشكر لازم است براي
اس ام اس درخواستي ام
از جانب دوستاني به شفافي بلور
ديگر عقده ندارم.
متشكرم.
همين.
.....................
مريمِ_عقده اي:
وقتي رفتم سفر
بهم يك اس ام اس بزن كه توش نوشته باشه:
عزيز رفته سفر كي بر ميگردي
چشمونم مونده به در كي بر ميگردي
D:
يك مريم آي بدون هرگونه ارتودونسي
سر خوش
سر مست
سر حال!
تا يك هفته همگي چاي مهمان من!
اي داد ِبيداد/اي داد بيداد /اي داد بيداد اي داد بيداد اي داد بيداد اي داد بيداد
اي داد بيداد اي داد بيداد اي داد بيداد اي داد بيداد اي داد بيداد اي داد بيداد
اي داد بيداد اي داد بيداد اي داد بيداد اي داد بيداد اي داد بيداد اي داد بيداد
اي
داد
بي داد!
خيلي سخت بود
مجبور شده ام به خاطر يك كوتاهي كه هيچ ربطي
به من نداشته است به دفعات از يكي كه اطمينانش به
من توسط يك شخص ديگري ديگر زير سوال رفته است
عذر خواهي كنم
خوب ميدانم عذرخواهي نشانه حقارت نيست، نشانه بزرگي است
اما ميداني من تنها يك واسطه بوده ام وبس.و تنها اكنون دلم ميخواهد
از بابت اين موضوع ديگر فردايي صبح نشود كه مريمي
درآن بيدارو هوشيار باشد.
احساس خفگي ميكنم
سخت بودنش را ميتواني حس كني؟