August 27, 2006

Going to eat GOD
for 2 weeks

Posted by maryam at 10:09 AM

August 26, 2006

خوب
اون موضوع مسخره اي كه من ازشون خواستم نه تنها عملي نشد،
بلكه اونها فهميدند كه به راحتي ميتونند من رو دور بزنند وبپيچونند!
و من ياد گرفتم كه اولا رو حرف بزرگترها حرف نزنم و دوما اگر خودم
رو هشتاد تيكه هم بكنم نه تنها هيچي عوض نميشه،
بلكه خودم رو بيشتر حرص بدهم وعمرم تلف بشه!

Posted by maryam at 11:38 AM

August 24, 2006

یک
لگد محکم میزنم
به بختم
وفاتحانه لبخند ملیح میزنم,

Posted by maryam at 11:05 AM

چند هفته دیگر-شبکه یک –ساعت به وقت جوانی-
اون دخترپرمدعاهه که بیشتر از همه زر مفت میزنه منم.

Posted by maryam at 11:03 AM

تولدت مبارک شیمای دوست داشتنی
شیما به این خوشمزگی کی دیده کی شنیده؟

Posted by maryam at 12:03 AM

August 23, 2006

مجموعه جدید آیه های یأس
در همین مکان.
Coming Soon

Posted by maryam at 01:31 PM

August 22, 2006

برگ برنده

دو حالت بیشتر نداره:

یا اون موضوع مسخره ای که من ازشون خواستم عملی میشه
ویاد میگیرند که همیشه حرف من بشه
یا
اون موضوع مسخره ای که من ازشون خواستم عملی نمیشه
و من اون موضوع رو بهونه میکنم که
دفعه بعد که اصل قضیه است حرف من بشه!

Posted by maryam at 12:57 PM

August 21, 2006

امروز چندمه؟

Posted by maryam at 07:16 PM

August 20, 2006

مثل مُردن ميماند
به تعبيري تمريني براي مُردن!
من هم كه ميداني
مُرده ء مُردنم.
ليكن
شادم.

Posted by maryam at 05:53 PM

August 19, 2006

يك دقيقه پيش يك قدم به يكي از بزرگترين
اهداف مسخره زندگيم
نزديك شدم
و يك درصد احتمال پيروزي رو افرايش دادم.
به افتخارش يك كف مرتب!


Posted by maryam at 06:38 PM

اگر بدوني
چقدر دوست داشتني ميشي
وقتي از خودت بد ميگي!

Posted by maryam at 06:22 PM

August 18, 2006

-میگه یک روزی میشه برمی گردی حسرت این روزهات رو میخوری
.
.
.
من نشستم اینجا دارم اون روزی رو تصور میکنم
که قراره حسرت این روزها رو بخورم!

Posted by maryam at 02:08 PM

August 17, 2006

امروز چندمه؟

Posted by maryam at 12:03 PM | Comments (11)

نور
صدا
تصویر
موزیک متن
بریم.

بی حسی مطلق
برای من که همیشه عشق خرید داشته ام چیز غریبی است
از میان این همه جنسهای جور واجور امروز دلم هیچ نخواست
یعنی دیگر نمیخواهد.
.........
از مضرات راهنمای تور بودن این است که همیشه فکر میکنی
همه چیز وظیفه تو است.
از عبور دادن یک پیرزن یا یک معلول از خیابان گرفته تا منظم کردن
ترتیب نشستن افراد در تاکسی
تا مواظبت از بچه های مردم در خیابان
تا آدرس دادن و تاکسی گرفتن برای غریبه ها ،تا...
.........
یک رژ لب جدید خریده ام
دست بر قضا گران هم خریدم
دست بر قضا یک رنگ مسخره ای هم دارد
دست بر قضا بدجوری هم گند میزند به قیافه ام
و می شوم مثل آنها که یک مرضی رنگ لبهایشان را عوض کرده است
بعد رفتم جلوی آینه
یک دفعه فکر کردم یعنی چه که عالم و آدم اینجا را میخوانند
و یعنی چه که من عین خیالم نیست ,عین آن روزها /
بعد فکر کردم
اگر به وضع همین منوال باشد به زودی دست از این کار
مضحک بر میدارم.
به زودی زود.
.........
از نظر من افراطیون مذهبی حال چه به ظاهر چه در باطن
با پوچگرایان آنتی گاد در یک کفه ترازو قرار دارند
از دیدن هر جفتشان احساس مریم مُردگی شدید میگیرم.
.........
تا به حال قالب تهی کردن را چشیده ای؟
یک جور حال و هوای خاصی دارد
سعی کن تجربه کنی.
یا سعی کن تجربه نکنی
به من چه!
.........
هر چقدر هم که کتاب نخوانده باشند
هر چقدر هم که لفظ قلم سخن نگویند
هر چقدر هم که از سیاست آگاه نباشند
هر چقدر هم که به اندازه موی سرشان فیلم و تئاتر ندیده باشند
هیچی بگذریم
جمعه میای تور؟
.........
وقتی میگویم رنج
یعنی رنج!
یعنی خود کلمه رنج
یعنی خود خود کلمه رنج
قداستی دارد برایم این کلمه
که خوشی هیچ وقت برایم نداشته است!
.........
همه هدیه های تولد امسالم هر کدام به نوعی هر طرف
هدیه ناگهانی امروزم از طرف دیگر
خيلي چسبید.
آدم فک و فامیل مایه دار هم داشته باشد
بعضی وقتها خیلی حال میدهد!
.........
So What

Posted by maryam at 12:43 AM

August 16, 2006

یک کلام,ختم کلام:
دی اِر گاد/
اون خرده ریزهاش نوش جانت
چند قلم آرزوی درشت مونده
ته حسابمون
زود بر آورده میکنی
گاد شدی ,چشمم! کور
همه وظایفتم انجام میدی.

دیگه حال و حول منت کشی نداریم!

Posted by maryam at 08:44 PM

برگ برنده اصلي من،
همان است كه
مسبب شادي كاذب اين روزهايشان شده است.
قطعاً!


Posted by maryam at 10:12 AM

August 15, 2006

خر چه داند
قيمت نقل و نبات؟

Posted by maryam at 05:18 PM

August 14, 2006

مردم این روزها با اعتماد به نفس بالایی حرف مفت میزنند
آن وقت ،
من دو کلمه حرف حسابم را نمی توانم به جماعت
حالی کنم!

Posted by maryam at 07:19 PM

August 13, 2006

درد دندانی کشیده ام
که نگو و نپرس
:(

Posted by maryam at 12:58 PM

August 12, 2006

از آشنايي با شما خيلي بدبخت شدم!

Posted by maryam at 09:22 PM

August 11, 2006

خود خوری هیچ فایده ای نداره
اگر اشتهات خوبه،
دیگران رو بخور!

Posted by maryam at 11:40 AM

August 10, 2006

يك جعبه مدادرنگي 36 تايي خريده ام
شايد كه بتوانم
خود را همرنگ ديگران رنگ اميزي كنم.
رنگارنگ.

Posted by maryam at 09:32 AM

هيچي.

اولش هيچي نبود هيچي هيچي يكدفعه احساس كردم داره حالم بد ميشه حس كردم يك كلاه گنده رفته سرمون و از خريتمون استفاده نا به جا شده /بعد حس كردم دارم زار زار گريه ميكنم بدون هيچ مقدمه اي/بعد هم الان كه يادم مياد يك نصف روز با باباهه قهر كردم بعد هم تا گفت چته نشستم جلوش عر عر كردن و همه زندگيش رو بردم زير سوال
دلم نميخواست فكر كنه موضوع يك حسادت دخترونه است شيما هم گفت
مطمئن باش بعد از اين همه سال ميشناستت اونقدر احمق نيست مگر اينكه خودش رو بزنه به حماقت/اما الان ميتونم بگم كه شايد باشه چون اصلا نفهميد كه من از اينكه با مهربوني هاي بي حد و اندازه افراطي اش داره هممون رو دستي دستي بدبخت ميكنه ناراحتم براي خودش براي خودمون/نه به خاطرچيزهاي مسخره اي كه تو ذهن اون بود.
تو دفتربا خيال ناراحت نشسته بودم كتاب خوندن/ زنگ زدم خونه احوالپرسي ديدم سيستر رفته خريد براي روز پدر منم زنگ زدم به دوستش كه اين همه مهمون تو خونه نشستند تو دو ساعته تو خيابوني!كلي هم سرش داد كشيدم /بعد هم دوباره نشستم با خيال نا راحت تر كتابم رو خوندم
اون هم به جاش وقتي اومدم خونه سر اينكه بهش گفتم چاقو بردار بيار كيك رو ببريم سرم داد كشيدحق هم داشت.حقم بود.اما من ناراحت نشدم چون ميدونستم كه اعصاب هممون رفته زير خط
باباهه ديگه قاطي كرده بود
گفت هر چي ميخواين برين بخرين اما اينجوري با حال زار جلوي من نشين ماتم بگير
منم از مهربونيش سو استفاده كردم دو ساعت بعدش كلي پول به بهانه هاي مختلف ازش گرفتم حقش بود حق منم بود البته!
ساعت 12 شب هنوز نيومده بودند همه داشتيم از خواب و گشنگي ميمرديم
وقتي هم اومدند تا شوهرش اومد بره برقصه پا شد وسط همه از يك زاويه خيلي مضحكي ازش عكس گرفت خيلي تابلو يعني ما هم رو خيلي دوست داريم!!عقده دارند انگار.
من يك دفعه از حركت مصنوعيش حالم بد شد رفتم تو دستشويي داداشه اومد دنبالم گفت
چيه ميخواي بريم دكتر/
خواستم بگم آره يك روانپزشك از دست كارهاي شما ها...

Posted by maryam at 09:26 AM

August 09, 2006

اين موضوع كه همزمان كه من اينجا دارم از شدت كمبود خواب ميميرم
در خانه يك عده مهمان نشستنه اند كه انتظار دارند از ديدنشان
ذوق مرگ شوم
شديدا من را دارد رنج ميدهد.

Posted by maryam at 09:07 PM

قول ميدهم اگر بپذيرند
يك دختر پر مدعا و بيفكر
رييس جمهور شود،
ابتدا دين را از مردم بگيرم
سپس آنرا با منت به آنها پس دهم.
آن وقت اگر اين مملكت درست نشد
با هم ميـرويم هـــات داگ مي خوريم
و اگر باراني هم آمد زيرش قدم ميزنيم!

Posted by maryam at 10:23 AM

به مناسبت روز پدر:
هميشه هم داشتن يك پدر مهربان ،
با گذشت، اِكسترا خونسرد و
خوش اخلاق
خوشايند نيست
نمونه اش همين ديشب..

Posted by maryam at 10:12 AM

August 07, 2006

Take it easy
Take it easy
Take it easy
.
.
.

Posted by maryam at 06:38 PM

August 06, 2006

هيچ چيز به خوبي پيش مي رود...

Posted by maryam at 09:05 PM

...

ميگه ظلم پايدار نمي مونه/نتيجه كارشون رو ميبيند/ميگم من كه نمي خوام بدبختي
كسي رو ببينيم/اين كه دليل نميشه من خفه بشم حرف نزنم /
دوست ندارم نقش مظلوم رو بازي كنم/ميگه اونها با اين كارشون به خوشبختي نميرسند/
ميگم مهم نيست مهم اينه كه پاشون رو تو گليم ما دراز كردند/مهم اينه كه دارند من رو زير
سوال ميبرند/ميگه همه اين كارا از حس حقارته/ميگه خودت رو بذار جاي اونا ببين چقدر
كمبود دارند/ميگم خسته شدم از بس درك كردم/درك يك طرفه/نشد يكبار اونا درك كنند/
درازاي ظلمي كه در حقم شده چرا من بايد درك و شعورم و افزايش بدهم/
ميگه دنيا اينجور نمي مونه جواب كاراشون رو پس ميدند/
ميگم باشه اين دفعه هم هيچي نميگم/حرف نمي زنم/خفه ميشم و
حرفهام رو دسته دسته قورت ميدهم.
اما دنيا همينجور باقي ميمونه.
ميبيني.

Posted by maryam at 11:17 AM

August 05, 2006

زندگي،
مجموعه اي از شادي هاي زود گذر و رنجهاي دائمي است.

Posted by maryam at 09:46 AM | Comments (14)

August 04, 2006

من از آن دسته آدمهایی هستم
که معتفدم مساثل شخصی هرکس به من ربط دارد
و مسائل شخصی من به هیچ کس.

Posted by maryam at 11:30 AM

گاد جان عزیزم
چقدر مثل ما ایرانیها تعارف میکنی
چند بار بگم
عزیزم ما به اندازه کافی در این دنیا پذیرایی شدیم
اجازه بده دیگه کم کم رفع زحمت کنیم!

Posted by maryam at 12:20 AM

August 03, 2006

نامت را گذاشته ام:
Just For Fun

Posted by maryam at 12:41 PM

August 02, 2006

برایت خوشیختی تاب را آرزو میکنم
گرچه بدبخت تر از آنی.
و تصمیم جدیدت
مضاف بر آن.
آن آرزوی خوشبختی من هم فدای سرت!

Posted by maryam at 11:25 PM

دیگر خوراکیها هم طعم خود را از دست داده اند.
چه برسد به زندگی!

Posted by maryam at 08:33 PM

August 01, 2006

ل مثل لينك:

2
3
1

Posted by maryam at 07:53 PM